سفارش تبلیغ
صبا ویژن

Ashura

Real islam

True islam

Shia muslim

Day of ashura

Imam hussain

Imam hosayn

Ashura Real islam True islam Shia muslim Day of ashura Imam hussain Imam hosayn+ #muharram #ashura #ashura_2015 #ashura_karbala #islam #shia #shia_islam  #shia_religion #islam_shia #shia_blood #shia_mourning #shia_muharram #shia_images  #karbala #kerbela #ashora #ashoora #day_of_ashura #ashura_in_iran #Ashures    #muharram #ashura #ashura_2015 #ashura_karbala #islam #shia  #shia_islam #shia_religion #islam_shia #shia_blood #shia_mourning  #shia_muharram #shia_images #karbala #kerbela #ashora #ashoora  #day_of_ashura #ashura_in_iran #Ashures #?i?_muslim #?i?  #Achoura #Ασο?ρα  #Ashur #caashuuraa #Asyura #A?ure #musliman #shia_musliman #musulman #shia_musulman  #šiit?_musulmon? #šiit? #muçulmano_xiita #xiita #musulmán _chiíta #chiíta_ii_Müslüman #?ii #A?ura__ #شیعہ_مسلمانوں #عاشوراء #عاشورء#عاشورہ #مسلمة_ شیعیة #شیعیة #شیعہ

 

2th of December 2015

……………………………………………..

قسمتی از زیارت ناحیه مقدسه1
IN THE NAME OF GOD
Peace be upon him, who was saturated in (his) blood.37
سلام بر آن آغشته به خون ،
Peace be upon him, whose tents were violated.
سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد ،
Peace be upon the fifth of the People of the Cloak.
سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء ،
Peace be upon the loneliest of the lonely.
سلام بر غریبِ غریبان،
Peace be upon the (greatest) martyr of all martyrs.
سلام بر شهیدِ شهیدان ،
Peace be upon him, who was slain by the individuals of illegitimate birth.
سلام بر مقتولِ دشمنان ،
Peace be upon the one who is at rest in Karbala.
سلام بر ساکنِ کربلاء ،
Peace be upon the one for whom the heavenly Angels wept.
سلام بر آن کسی که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند ،
*************************************************
Peace be upon the gray hair that was dyed (with blood).
سلام بر آن مَحاسنِ به خون خضاب شده،
Peace be upon the cheek that struck the dust.
سلام بر آن گونه خاک آلوده،
Peace be upon the butchered body.
سلام بر آن بدنِ برهنه ،
Peace be upon the front teeth that were beaten with a rod.
سلام بر آن دندانِ چوب خورده ،
Peace be upon the head raised (upon a lance).
سلام برآن سرِ بالای نیزه رفته،
Peace be upon the unclothed corpses in the desert, bitten by wild wolves and around whom the beasts of prey prowled.
سلام بر آن بدن های برهنه و عریانی که در بیابان ها(یِ کربلاء  )
گُرگ های تجاوزگر به آن دندان می آلودند و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می گشتند،
Peace be upon you, O my master, and the Angels
سلام برتو ای مولای من و برفرشتـگانی که بر گِـردِ بارگاه تو پَر می کِشند،
who flutter around your dome 
surround your grave, circumambulate your courtyard,
و اطرافِ تُربتـت اجتماع کرده اند، و در آستانِ تو طواف می کنند،
, and come for your visitation.
و برای زیارت تو وارد می شوند،

..............................................................................

قسمتی از زیارت ناحیه مقدسه (2 )
IN THE NAME OF GOD
The enemy then surrounded you from all sides.38
weakened you by inflicting wounds,
prevented you from taking any repose,
and you had no helper remaining.
You were bereaved yet patient,
defending your women and children,
until they caused you to fall from your horse.
You fell to the ground, wounded,
horses trampled you with their hooves,
tyrants raised their swords against you,
the sweat of death appeared on your forehead,
and you continually clenched and unclenched your hands,
secretly gazing upon your caravan and tents,
while trapped by yourself away from your children and family.
(At that time,) your horse distractedly galloped towards your camp, neighing and crying.
When the women saw your horse distraught,
and observed your saddle contorted,
they came from the tents,
disheveling their hair,
striking their now unveiled cheeks,
calling you by lamenting and wailing,
being humiliated after being honored,
hastening to where you lay wounded.
At that time Shimr (L) was sitting on your chest,
quenching his sword with (the blood of) your throat,
grabbing your beard with his hand,
as he slew you with his sword.
Your faculties faded,
your breath became shallow and ceased,
and your head was raised onto a spear.
Your family were captured like slaves,
bound with iron chains atop camels,
with midday heat scorching their faces.
They were driven across deserts and wastelands,
with their hands chained to their necks,
and were paraded around the markets.
Woe be unto the wicked transgressors!
Certainly, by killing you, they have killed Islam

پس دشمنان ازهمه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا بسبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند،
و راه خلاص و رفتن برتو بستند، تاآنکه هیچ یاوری برایت نماند،
ولی توحسابگر(عمل خویش برای خدا)و صبوربودی،
اززنان وفرزندانت دفاع وحمایت مینمودی،
تاآنکه تورااز اسبِ سواری ات سرنگون نمودند، پس با بدن مجروح برزمین سقوط کردی،
درحالیکه اسبها تورا با سُم های خویش کوبیدند،
وسرکشان باشمشیرهای تیزِشان برفرازت شدند،
پیشانیِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد،
ودستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ،
پس گوشـه نظری به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندی،
در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودی،
اسبِ سواری ات با حال نفرت شتافت، شیـهه کشان بجانبِ خیمه ها رو نمود،
پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیزپایت را خوار و زبون بدیدند، و زینِ را براو واژگونه یافتند،
ازپسِ پرده ها(یِ خیمه) خارج شدند، درحالیکه گیسوان برگونه ها پراکنده نمودند،
بر صورت ها طپانچه می زدند و نقاب ازچهره ها افکنده بودند،
و بصدای بلندشیون میزدند،و از اوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،
وبه سویِ قتلگاه تو می شتافتند،
درحالیکه شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته، وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود،
با دستی مَحاسنِ شریفت را درمُشت می فِشرد،(و بادستی) با تیغِ سر ازبدنت جدا می کرد،
تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهایِ مبارکت درسینه پنهان شد ،
وسرِمقدّست برنیزه بالارفت،
اهل وعیالت چون بردِگان به اسیری رفتند، ودرغُل وزنجیرآهنین برفراز ِشتران دربند شدند،
گرمای (آفتابِ) چهره هاشان می سوزاند ، درصحراها وبیابانها کشیده می شدند،
دستانشان به گَردَنها زنجیرشده، درمیان بازارها گردانده می شدند،
ای وای براین سرکشان گناهکار!، چه اینکه باکُشتنِ تواسلام را کُشتند...

.........................................................

قسمتی از زیارت ناحیه مقدسه (3)
IN THE NAME OF GOD
39. After you, your progeny were captured,
and adversity befell your family and your offspring.
Indeed, the Messenger (PBUH HF) became distressed and his depressed heart wept,
The Angels and the prophets offered their condolences to him for your martyrdom,
Your mother, al-Zahra, became distressed and bereft of you,
Legions of favored Angels came in waves to offer their condolences to your father, the Leader of the Faithful,
Mourning commemorations were held for you in the utmost exalted place Heaven,
and the dark-eyed Maidens (of Paradise) hit their own heads and faces in grief,
The skies and their inhabitants wept,
as did Paradise and its keepers,
the mountains and their surroundings,
the oceans and their fishes,
the heavens and their servants,
the House (Ka’ba), and the Station (of Abraham),
the Sacred Monument,
and Mecca and its sanctuary.
پس ازتو فرزندانت به اسیری رفتند، و وقایع ناگواری به عترت وخانواده ات واردشد،
پس(از شنیدنِ این خبر) رسول خدا پریشان گردید، و قلبش مضطرب بگریست،
وفرشتگان وانبیاء او را تعـزیت گفـتند، و مادرت زهـراء (از مصیبتِ تو) اندوهِناک شد،
ودسته هایِ ملائکه مقرّبین در آمدوشد بودند، پدرت امیرمؤمنان را تعزیت میگفتند،
مجالسِ ماتم وسوگواری برایِ تو در اعلاعلیّین برپا شد،
و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند،
(در عزایِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها،
دریا ها و ماهیانش، فردوس ها و جوانانش،
کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگی گریستند،
*************************
But as I have been hindered by the course of time and as (Allah’s) decree has prevented me from helping you,
and as I could not fight those who fought you, and was not able to show hostility to those who showed hostility to you,
I will, therefore, lament you morning and evening, and will weep blood in place of tears, out of my anguish for you and my sorrow for all that befell you,
until I meet death from the pain of the catastrophe and the choking grief.
اگرچه زمانه مرابه تأخیر انداخت، ومُقدَّرات الهی مراازیاریِ تو بازداشت،
ونبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند بجنگم و با کسانیکه با تو دشمنی کردند خصومت نمایم،
(درعوض) صبح وشام برتومویِه میکنم، و به جای اشک برای توخون گریه میکنم، 
از روی حسرت و تأسّف و افسوس برمصیبت هائی که برتو واردشد،
تا جائی که ازفرط اندوهِ مصیبت، وغم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم،

..........................................